فتونلغتنامه دهخدافتون . [ ف ُ ] (ع مص ) آزمودن چیزی را. (منتهی الارب ). فتنة. رجوع به فتنة شود. || به شگفت آوردن کسی را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به فتنة شود. || در ف
فتونفرهنگ انتشارات معین(فُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) در فتنه افتادن . 2 - دل باختن . 3 - (مص م .) در فتنه انداختن ، به شگفت آوردن .