ژفتلغتنامه دهخداژفت . [ ژَ ] (ص ) تناور. (آنندراج ). فربه . || لاغر. (آنندراج ). نحیف (از لغات اضداد است ) : برو بزیر رکابش چو اسب تازی چست مباش در ره حکمش چو گاو کاهل ژفت .؟ (
ژفتلغتنامه دهخداژفت . [ ژُ ] (ص ) بخیل و ممسک : با او چگونه گشت زبان ژفت یا جوادبا او چگونه رفت فلک نرم یا درشت .؟ (از شعوری ).
اُفت ولتاژvoltage drop, line voltage drop, potential dropواژههای مصوب فرهنگستاناختلاف ولتاژ در یک عضو یا بین دو نقطه از یک مدار