سامانۀ گیرانش ترانزیستوریtransistorized ignition, TI, transistorized ignition system, transistorized coil ignition, TCI, transistor ignition, transistor ignition system, inductive semiconductor ignition, solid ignition systemواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سامانۀ گیرانش الکترونیکی که در آن توزیع برق در بین شمعها با ترانزیستور صورت میگیرد
فهلغتنامه دهخدافه . [ ف َه ْ / ف ِه ْ ] (اِ) چوب پهنی که کشتی بانان بدان کشتی رانند. || آهنی بیل مانند که در میان آن چوبی و در دو طرف آن ریسمانی بندند و یکنفر سر چوب را و دو ن
کفهلغتنامه دهخداکفه . [ ک َ ف َ / ف ِ ] (اِ مرکب ) قسمت زیرین چاقچور که پای را از مچ تا نوک انگشتان پوشد و نیز در جوراب و کفش آن قسمت که پای را از مچ تا انگشتان در بر می گیرد.
کفهلغتنامه دهخداکفه . [ ک َ ف َ / ف ِ ] (اِ) خوشه های گندم و جو را گویند که در وقت خرمن کوفتن آنها کوفته نشده باشد و بعد از پاک کردن غله آنها را بار دیگر بکوبند و عربان آن را ق
کفهلغتنامه دهخداکفه . [ ک َ ف َ / ف ِ ] (اِ) دف و دایره را گویند. (برهان ). دف و دایره را گویند زیرا که بدان کف زنند. (انجمن آرا) (آنندراج ). دف و دایره . (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ
خارگویش اصفهانی تکیه ای: ti / tiyâl طاری: xâr طامه ای: xâr / gone / ti طرقی: xâr / tiyal کشه ای: xâr نطنزی: xâr / ti