زمانپرشtime hopping, THواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش نشانکدهی که در آن زمان و مدت ارسال براساس یک نشانک مفروض تغییر میکند و اغلب در فنّاوری طیفگسترده به کار میرود
فأرمانیلغتنامه دهخدافأرمانی . [ ف َءْرْ ] (ع ص مرکب ) فارمان . مرکب از فأر بمعنی موش + مان ، پسوند تشبیه فارسی ، روی هم یعنی چیزی که شبیه موش باشد. (دزی ج 2 ص 236 از لطایف ثعالبی
فأولغتنامه دهخدافأو. [ ف َءْوْ ] (ع مص ) زدن و شکافتن . || شکافتن سر به زخم شمشیر. (منتهی الارب ). رجوع به فأی شود. || (اِ) شکاف و فرجه میان دو کوه . || زمین سپرده ٔ نرم میان
فاولغتنامه دهخدافاو. (اِخ ) دهی است به صعید مقابل قاو. (منتهی الارب ). بدون همزه ، نام قریه ای است در صعید مشرق میل ، در برّ. (معجم البلدان ).