زمانپرشtime hopping, THواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش نشانکدهی که در آن زمان و مدت ارسال براساس یک نشانک مفروض تغییر میکند و اغلب در فنّاوری طیفگسترده به کار میرود
فائضیلغتنامه دهخدافائضی . [ ءِ ] (اِخ ) یا فائض رومی ، مولی عبدالحی بن فیض اﷲ مشهور به قاف زاده (متوفی 1032 هَ . ق .) از شاعران بود و او را دیوانی است ، و هم تذکره ای از شعرای رو
فاجيدیکشنری عربی به فارسیاز جا پراندن , تکان دادن , رم دادن , رمانيدن , وحشت زده شدن , جهش , پرش , وحشت زدگي
فائزلغتنامه دهخدافائز. [ ءِ ] (ع ص ) رهایی یابنده . از شر رهاشده و به خیر دست یافته . رجوع به فایز شود. (از اقرب الموارد). || فیروزی یابنده . (آنندراج ).