زمانپرشtime hopping, THواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش نشانکدهی که در آن زمان و مدت ارسال براساس یک نشانک مفروض تغییر میکند و اغلب در فنّاوری طیفگسترده به کار میرود
فاوستلغتنامه دهخدافاوست . (اِخ ) یوهان . نام جادوگر و حقه باز معروف قرن شانزدهم م . است که در ادبیات و افسانه های اروپا شهرت دارد. درباره ٔ واقعیت وجود چنین شخصی سخن بسیار است .
جفا گستردنلغتنامه دهخداجفا گستردن . [ ج َ گ ُ ت َ دَ ] (مص مرکب ) جفا روا داشتن بر کسان . گستردن بساط جور و جفا در همه جا. ستم کردن و آزار رسانیدن بر کسان . رجوع به جفا و جفا کردن و ج
جفاگسترلغتنامه دهخداجفاگستر. [ ج َ گ ُ ت َ ] (نف مرکب ) جفاگسترنده . جفاکار. جفاکیش . جفاپیشه . آنکه جفا و ستم را در همه جا بر همه کس روا میدارد : حکایت کننداز جفاگستری که فرماندهی
وفا گسترلغتنامه دهخداوفاگستر. [ وَ گ ُ ت َ ] (نف مرکب ) وفاگسترنده . آنکه همواره شرائط وفاداری را به جا آورد. باوفا. وفادار. (ناظم الاطباء). || باصداقت . || مروج دین و معتمد صادق و
وفا شکستنلغتنامه دهخداوفا شکستن . [ وَ ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) نقض عهد کردن . پیمان شکستن : چو گویی به سوگند پیمان کنم که هرگز وفای تو را نشکنم .فردوسی .