فلونیالغتنامه دهخدافلونیا. [ ف َ ] (اِ) معجونی است که از تخم شاهدانه و شیرابه ٔ خشخاش میساختند و بعنوان مسکر و مسکن به کار میرفته است . فلونی . (فرهنگ فارسی معین ). || نوعی معجون
فلونیافرهنگ انتشارات معین(فَ یا فِ) (اِ.) 1 - معجونی است که از تخم شاهدانه و شیرابة خشخاش می ساختند و به عنوان مسکر و مسکن به کار می رفته است ؛ فلونی . 2 - نوعی معجون مسکن و مخدر منسوب
آفلونیالغتنامه دهخداآفلونیا. (اِ) اَفلونیا. فَلونیا. نام معجونی طبّی است منسوب به آفولن ، رب النوع روشنی و صنایع.
جفللغتنامه دهخداجفل . [ ج َ ] (ع مص ) رمیدن و فرار کردن شتران . || گریختن شترمرغ . || شتاب آوردن وگریختن مردم . (اقرب الموارد). || پریشان شدن و ژولیده گردیدن موها. || تیز وزیدن
شیارزنیgougingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برشکاری گرمایی که در آن ذوب کردن و برداشتن فلز باعث ایجاد پخی یا شیار میشود متـ . شیارزنی گرمایی thermal gouging, TG