3 مدخل
کوچولو ، ریز اندام، بچه کوچک
فنقلی . [ ف ِ ق ِ ] (ص ) فنغلی . فسقلی . کوچک و ناچیز. (از فرهنگ فارسی معین ).
(فِ نْ قِ) (ص .) (عا.) کوچک ، ریز اندام .