فَرْثٍفرهنگ واژگان قرآنکثافاتي که در رودهها ست و در روده بزرگ جمع ميشود ، ولي وقتي به خارج آمد آن را سرگين گويند (بنا به روايتي مقصود از فرث ، آن چيزي است که در شکمبه است)
رَّفَثُفرهنگ واژگان قرآنبه معناي تصريح به هر سخن زشتي است که تنها در بستر زناشوئي به زبان ميآيد ، و در غير آن مورد گفتنش نفرتآور و قبيح است ، ليکن در اينجا به معناي آن الفاظ نيست بلکه
يَبْحَثُ فِي ﭐلْأَرْضِفرهنگ واژگان قرآنزمين را مي کند (کلمه بحث در اصل به معناي جستجوي چيزي از لابه لاي خاکها بوده ، سپس در مورد هر جستجوئي استعمال شد)
فروثلغتنامه دهخدافروث . [ ف ُ ] (ع اِ) ج ِ فرث ، به معنی سرگین چارپای . (از ناظم الاطباء). ج ِ فرث . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فرث شود.
ویژهمقدارeigenvalue, characteristic value, characteristic root, characteristic numberواژههای مصوب فرهنگستانبرای تبدیل خطی T بر روی فضای بُرداری V، نردهای مانند λ که به ازای بُردار ناصفری از V مانند TV= λ v ،v
ویژهفضاeigenspaceواژههای مصوب فرهنگستاندر مورد ویژهمقدار λ از عملگر خطی T بر روی فضای بُرداریV، زیرفضایی از V که بهوسیلۀ ویژهبُردارهای متناظر با λ تولید میشود