فَتِيلاًَفرهنگ واژگان قرآننخ نازكي كه در شكاف هسته ي خرما يا درون هسته ي آن است - چركي كه با ماليدن دست بر بدن به صورت فتيله در آمده (كلمه فتيل صفت مشبهه از ماده "فتل" به معني پيچيدن اس
لَا يَلْتَفِتْفرهنگ واژگان قرآنباز نگردد - رو بر نگرداند (ازمصدر التفات (باب افتعال) است و ثلاثي مجرد آن لفت است وقتي ميگويند : لفته عن کذا - فلاني را از فلان کار لفت کرد معنايش اين است که او
لَا تَفْتِنِّيفرهنگ واژگان قرآنمرا به فتنه نينداز(مرا به نا ملايمات مبتلا نساز يا مرا با روبرو شدن با غنائم جنگ دچار غرور و فريب نساز)
لَا يُفَتَّرُفرهنگ واژگان قرآنتخفیف داده نمی شود (کلمه يفتر مضارع مجهول از مصدر تفتير است که به معناي تخفيف و کم کردن است )