thickدیکشنری انگلیسی به فارسیضخیم، غلیظ، کلفت، انبوه، ستبر، سفت، زیاد، تیره، چاق، پر پشت، گرفته، صخیم، ابری، چاق و چله، گل الود
وَفَّاهُفرهنگ واژگان قرآنتمام و کامل به او ميرساند (توفية به معناي رساندن حق به صاحب آن است ، البته رساندن بطور کامل)
تَوَفَّاهُمُفرهنگ واژگان قرآنجانشان را می گیرد(در جمله : می گیرند چون جمله با فعل شروع شده مفرد آمده است)