ریل پایهتختflat bottomed rail, Vignoles rail / Vignol rail, tee rail, T-railواژههای مصوب فرهنگستانریل معمول در خطوط راهآهن که دارای تاج ریل و جان ریل و پایۀ ریل است
فجورفرهنگ مترادف و متضادالواطی، تباهی، تبهکاری، فساد، فسق، لواط، معصیت، ناپارسایی، ناپاکی، ناشایست، هرزگی
فجورلغتنامه دهخدافجور. [ ف ُ ] (ع مص ) فجر. برانگیخته گردیدن بر گناه و زنا کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). تبه کاری . فسق . (یادداشت بخط مؤلف ). بیشتر درفارسی مرادف فسق و
فجورلغتنامه دهخدافجور. [ف َ ] (ع ص ) مرتکب گناه . (منتهی الارب ). برانگیخته ٔ بر گناه . وزن فعول مبالغه است . (اقرب الموارد). || زناکار. (منتهی الارب ). زانی و زانیه . (اقرب الم
فجورواژهنامه آزادفُجوْر:(fojowr) در گویش گنابادی یعنی گستردن جرم ، همه گیر کردن پلیدی ، جنایت پراکنی
فؤورلغتنامه دهخدافؤور. [ ف ُ ئو ] (ع مص ) جوشیدن دیگ و چشمه و جز آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فَجْرِفرهنگ واژگان قرآنسپيده دم (در اصل به معني باز كردن وشكافتن است اگر صبح را فجر ميگويند . براي اين است که روشني پرده ظلمت را پاره کرده به همه جا منتشر ميشود .کلمه فجر دو مصداق دار
کُفْرِفرهنگ واژگان قرآنکفر- ناسپاسي - انکارخداي تعالي ونعمتهاي او - ترک دستورات الهي (کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَ
کُفِرَفرهنگ واژگان قرآنمورد تکذيب و انکار قرار گرفت- مورد بي اعتنايي قرار گرفت(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است و انکار نيز نوعي پوشاندن و مخفي کردن است)
بیستوهفتگویش اصفهانی تکیه ای: visohaf(t) طاری: visohaf(t) طامه ای: visohaf(t) طرقی: visohaf(t) کشه ای: visohaf(t) نطنزی: visohaf(t)
ویژهمقدارeigenvalue, characteristic value, characteristic root, characteristic numberواژههای مصوب فرهنگستانبرای تبدیل خطی T بر روی فضای بُرداری V، نردهای مانند λ که به ازای بُردار ناصفری از V مانند TV= λ v ،v
بیستگویش خلخالاَسکِستانی: bis دِروی: bis(t) شالی: bis کَجَلی: vist کَرنَقی: bis کَرینی: bis کُلوری: bist گیلَوانی: bis لِردی: bis/bist
ویژهفضاeigenspaceواژههای مصوب فرهنگستاندر مورد ویژهمقدار λ از عملگر خطی T بر روی فضای بُرداریV، زیرفضایی از V که بهوسیلۀ ویژهبُردارهای متناظر با λ تولید میشود