اتصال سپری بالهایflanged T-jointواژههای مصوب فرهنگستاننوعی اتصال سپری که در آن دستکم یکی از قطعههای اتصال بالهای است
نسبت ظرافتfineness ratio, thickness/chord ratio, t/c ratioواژههای مصوب فرهنگستاننسبت طول وتر بال یا ماهیوار به قطر ضخیمترین قطع آن که بر حسب درصد بیان میشود
ریل پایهتختflat bottomed rail, Vignoles rail / Vignol rail, tee rail, T-railواژههای مصوب فرهنگستانریل معمول در خطوط راهآهن که دارای تاج ریل و جان ریل و پایۀ ریل است
فوبلغتنامه دهخدافوب . (اِ) بادی که بعد از دعا خواندن بجهت چشم زخم و افسون از دهن برآرند، و همچنین بادی که بجهت بیرون آوردن چیزی که در چشم افتاده باشد به زور از دهن برآورند. و د
فوبوسلغتنامه دهخدافوبوس . [ ف ُ بُس ْ ] (اِخ ) تجسم ترس است . وی همراه آرس در میدان جنگ بود. فوبوس از فرشته های ذکور میباشد. وی پسرآرس و برادر دیمس بود و داستان خاصی به او منسوب
فوبوسلغتنامه دهخدافوبوس . [ ف ُ بُس ْ ] (اِخ ) آپولو را یونانیان فوبوس نیز نامند، و او را در این نام فقط رب النوع روز وخورشید می پنداشتند. (فوستل دو کولانژ). به معنی رخشنده و اغل
ساختار فنّاوریمحورtechnology based structureواژههای مصوب فرهنگستانساختاری که از فنّاوری برای افزایش اثربخشی و کارایی استفاده میکند متـ . ساختار فنمحور T-form structure
فروختگویش کرمانشاهکلهری: feru:šâ گورانی: feru:t سنجابی: feru:šâ/ feru:t کولیایی: aferu:šâ/ aferu:t زنگنهای: feru:šâ/ feru:t جلالوندی: feru:t زولهای: feru:t کاکاوندی: feru:t هوز
پرگویش خلخالاَسکِستانی: pur دِروی: fət شالی: fət(t) کَجَلی: pör کَرنَقی: fət کَرینی: fətt کُلوری: fət گیلَوانی: fət/pür لِردی: fətt
سودگویش خلخالاَسکِستانی: manfa:t دِروی: sud شالی: fâyda کَجَلی: sud کَرنَقی: sud کَرینی: fâyda کُلوری: sud گیلَوانی: sud لِردی: fâyda