سرخوشیزاeuphorogenicواژههای مصوب فرهنگستانویژگی حادثهای غالباً غیرمنتظره که نگرش فرد را از حالتی که میتواند خنثی یا افسرده یا برانگیخته یا خوشبین باشد تغییر دهد
سرخدیکشنری فارسی به انگلیسیaflame, blush, cardinal, damask, florid, red, rose, roseate, rubicund, ruddy