143 مدخل
آنکه راز کسی را حفظ کند و به دیگری نگوید؛ رازدار.
رازپوش، رازدار، محرم، همراز ≠ پردهدر، دهنلق
سرنگهدار. [ س ِ ن ِ گ َ ] (نف مرکب ) رازپوش .
رازدار
۱. آمپول ۲. آبدزدک
syringe
سرن . [ س َ رَ ] (اِ) نام گلی است . (آنندراج ). زنبق . (اشتینگاس ).
سرن . [ س َ رَ ] (ع اِ) دگل . دوگل . (دزی ج 1 ص 650).