سریجلغتنامه دهخداسریج . [ س ُ رَ ] (اِخ ) ابن یونس ابوالحارث المروزی از ثقات محدثین و بزرگان فقها و قراء است . او راست : کتاب التفسیر. کتاب القراآت . کتاب السنن در فقه . (یادداش
سریفرهنگ مترادف و متضاد۱. پوشیده، رازآلود، محرمانه، مخفی، رمزی، اسرارآمیز، رمزآلود، رازآگین، رمزآگین، مرموز، پنهانی، مخفیانه، نهانی ≠ علنی ۲. اسناد طبقهبندی شده
سریفرهنگ مترادف و متضاد۱. سلسله، رشته ۲. ردیف، قطار، رج ۳. دسته، گروه ۴. طبقه، مجموعه ۵. دوره ۶. پیاپی، متوالی ۷. ردیفی، غیرمتوازی
سریدیکشنری فارسی به انگلیسیarcane, backstairs, battery, cephalic, confidential, cryptic, dark, edition, family, inmost, issue, occult, range, rank, secret, series, streak, succession, sui