موتور سوپاپبغلside-valve engine,SV engine, L-head engine, flathead engineواژههای مصوب فرهنگستانموتور درونسوزی که در آن سوپاپها در دیوارۀ جانبی سیلندر تعبیه شدهاند
سروبلغتنامه دهخداسروب . [ س َ ] (هزوارش ، اِ) هزوارش «سروبا» ، پهلوی «سخون » ، سخن (یونکر ص 100). در رسم الخط پهلوی «سروا» هم خوانده می شود. رجوع کنید به سروا. (حاشیه ٔ برهان قا
سروبلغتنامه دهخداسروب . [ س ُ ] (ع مص ) بیرون شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). بیرون شدن و بیرون آمدن . (المصادر زوزنی ). رفتن . (دهار). بیرون رفتن . (ترجمان القرآن ). بر یک ج
سرجوبلغتنامه دهخداسرجوب . [ ] (اِخ ) ده حومه ٔ بخش کرج شهرستان تهران . دارای 180 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ کرج . محصول آن غلات ، بنشن ، باغات میوه ، قلمستان . (از فرهنگ جغرافی
سر بودنلغتنامه دهخداسر بودن . [ س َ دَ ] (مص مرکب ) شهیر بودن . برتر بودن : تو چیزی مدان کز خرد برتر است خرد بر همه نیکوئی ها سر است . فردوسی .ز گودرزیان مهتر و بهتر است به ایران س
دوپارگی موج برشیshear wave splittingواژههای مصوب فرهنگستانتفکیک موج برشی به دو مؤلفة عمود بر هم SH و SV، براثر عبور از محیط همسانگرد به محیط ناهمسانگرد