موتور سوپاپبغلside-valve engine,SV engine, L-head engine, flathead engineواژههای مصوب فرهنگستانموتور درونسوزی که در آن سوپاپها در دیوارۀ جانبی سیلندر تعبیه شدهاند
سرگللغتنامه دهخداسرگل . [ س َ گ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان کدکن پائین رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه . دارای 132 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر است . (از فره
سرگللغتنامه دهخداسرگل . [ س َ گ َ ] (اِ مرکب ) گویی باشد که طفلان از ریسمان سازند و بدان بازی کنند. (برهان ) (رشیدی ). || نظیر سرگروه و سرخیل . (از آنندراج ).
سرگلواژهنامه آزادسَرگُل (Sargol):به قسمت کُلاله قرمز رنگ زعفران در فرهنگ واژگان پایتخت زعفران جهان(قائنات) سَرگُل گفته می شود . که نام فروشگاه بین المللی اینترنتی (زعفران سرگل)(
سروللغتنامه دهخداسرول . [ س َ ] (اِ) حقد و آن بدگویی و غیبت مردم در خاطر نگاه داشتن است . (برهان ). حقد و حسد. (آنندراج ) (انجمن آرا). || طالب فرصت بدی کردن بودن . (برهان ).
دوپارگی موج برشیshear wave splittingواژههای مصوب فرهنگستانتفکیک موج برشی به دو مؤلفة عمود بر هم SH و SV، براثر عبور از محیط همسانگرد به محیط ناهمسانگرد