سفیدپوشلغتنامه دهخداسفیدپوش . [ س َ / س ِ ] (نف مرکب ) کسی که روپوش سفید بر تن کند. (فرهنگ فارسی معین ). که پارچه ٔ سفید پوشیده باشد. که لباس سفید بر تن دارد. سفید. برنگ سفید : گاه
سپیدپوشلغتنامه دهخداسپیدپوش . [ س َ/ س ِ ] (نف مرکب ) آنکه جامه ٔ سپید پوشد: سپید پوشان ؛ سپید جامگان . مبیضه . پیروان ابن مقنع : وامروز نیستند پشیمان ز فعل بدفعل بد از پدر بتو مان
سفیدخوشگی گندمwheat white headواژههای مصوب فرهنگستاناختلالی که در آن تمام یا قسمتی از خوشۀ گندم براثر عوامل بیماریزا یا محیطی سفید میشود