مولد تَپ همگاهیsync pulse generator, SPG, sync motor, sync-signal generator, sync generator, synchronizing generatorواژههای مصوب فرهنگستانمولدی الکترونیکی که ازطریق ایجاد تپهای همگاهی تصویر دوربینهای تلویزیونی را با تصویر گیرندههای تلویزیونی هماهنگ میکند
سحلةلغتنامه دهخداسحلة. [ س ُ ح َ ل َ ] (ع اِ) خرگوش ریزه که مادر را گذاشته باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). خرگوش خرد. (مهذب الاسماء).
سحجلةلغتنامه دهخداسحجلة. [ س َ ج َ ل َ ] (ع مص ) مالیدن چیزی را و جلا دادن و زدودن آن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
سحللغتنامه دهخداسحل . [ س َ ] (ع اِ) جامه ٔ از ریسمان یک تاه بافته ، ضد مبرم که دو تاه بافته باشد. (منتهی الارب ). جامه ای که (تار) آن محکم رشته نشده باشد. (اقرب الموارد). || ر
سحللغتنامه دهخداسحل . [ س َ ] (ع مص ) یک تاه بافتن . (منتهی الارب ). یک توه تافتن . (تاج المصادر بیهقی ). یک توه تافتن رسن . (المصادرزوزنی ) (از اقرب الموارد). || یک تاب دادن ر