سنچولیواژهنامه آزادنام طایفه ای بزرگ دراستان سیستان وبلوچستان- سن:گیاهی مقاوم به کم آبی چول:بیابان بی آب وعلف- استعاره ازانسان مقاوم وسرسخت وجنگجو دارد san choo li - س(فتحه)-ن(ساک
سنگلیلغتنامه دهخداسنگلی . [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مایوان حومه ٔ شهرستان قوچان . دارای 389 تن سکنه .آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، مختصر انگور و شغل اهالی زراعت است .
سنگلیچلغتنامه دهخداسنگلیچ . [ س َ ] (اِخ ) موضعی است در پامیر. (فرهنگ فارسی معین ). شهری [ از حدود ماوراءُالنهر ] بر دامن کوه است . معدن بیجاده بدخشی ولعل اندرین کوه است و بنزدیکی
راولین سنلغتنامه دهخداراولین سن . [ س ُ ] (اِخ ) (1810-1895م .) یکی از چهار عالم آسورشناس انجمن آسیایی پادشاهی لندن . وی از صاحب منصبان انگلیسی در خدمت دولت ایران بود و نمیدانست که ا
لیموسنگیشکلhesperidiformواژههای مصوب فرهنگستانویژگی بخش یا اندامی به شکل لیمو در گیاهان که دو سر آن شبیه به پستانک باشد
هیزمِ نیمسوزگویش کرمانشاهکلهری: čel̆e:sk/ čemat گورانی: čel̆e:sk/ čemat سنجابی: čel̆e:sk/ čemat کولیایی: čel̆e:sk/ čemat زنگنهای: čel̆e:sk/ čemat جلالوندی: čel̆e:sk/ čemat زولهای: čom
مشک نازفرهنگ نامها(تلفظ: mo(e)šk nāz) (در اعلام) (در شاهنامه) نام یکی از چهار دختر آسیابان که به همسری بهرام گور در آمدند .