سترونیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت سترونی، نابارآوری، ناباروری، نازایی قحطی ◄ اضطرار استریلیزاسیون، سترون کردن ◄ پیشگیری یائسگی
سترونی 1sterility 1واژههای مصوب فرهنگستانعاری بودن از باکتری و قارچ و ویروس و دیگر ریزاندامگانهای بیماریزا و غیربیماریزا
سترونی 2sterility 2واژههای مصوب فرهنگستانناتوانی در تولید مثل به هر علت متـ . نازایی، عقیمی * واژۀ "نازایی" صرفاً در مورد زنان به کار میرود. "سترونی" مصوب فرهنگستان اول است.
نشانگر سترونیcannery indicatorواژههای مصوب فرهنگستانریزاندامگانهایی مقاوم که، بهعنوان مـحـک آلــودگـی یا سلامت میـکربی یـک مـادۀ غذایی، وجود و تعداد آنها در مادۀ غذایی سنجش یا پایش میشود
خاکسترگونیلغتنامه دهخداخاکسترگونی . [ ک ِ ت َ ] (حامص مرکب ) برنگ خاکستری بودن . اغبیساس . (اقرب الموارد). غَبس . (اقرب الموارد). رُبدَه . (منتهی الارب ). ادهمام . (منتهی الارب ).