ساریجهلغتنامه دهخداساریجه .[ ج َ ] (اِخ ) مردی از قبیله ٔ اویغور و جد امیر سونج آقا پسر سانشی بخشی از امیران اولجایتو است . رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی چ بیانی حاشیه ٔ ص 53 شو
ساریجهلغتنامه دهخداساریجه . [ ج َ ] (اِخ ) از قبیله ٔ نایمان ، و قتلغشاه خاتون هشتمین زن اولجایتو از فرزندان او بوده است . رجوع به ذیل جامع التواریخ چ بیانی حاشیه ٔ ص 72 شود.
اندوه گساریلغتنامه دهخدااندوه گساری . [ اَ ه ْ گ ُ ] (حامص مرکب ) غمخواری . تعهد. (فرهنگ فارسی معین ). غم برندگی . شادی آوری : مانا علم عیدست آن مه که تو دیدی کو بود بدان خوبی و اندوه