سافولغتنامه دهخداسافو. [ ف ُ ] (اِخ ) شاعره ٔ نامداری از یونان باستان که در اوائل قرن ششم پیش از میلاد مسیح در قصبه ٔ ارسوس در جزیره ٔ لسبوس بدنیا آمد. وی از یک خاندان اشرافی بو
سافلغتنامه دهخداساف . (ع اِ) هر رسته ای است از دیوار. (شرح قاموس ). هر رده از دیوار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کل عرق من الحائط. (قطر المحیط). چینه ٔ دیوار. || الصف من اللبن .
سافTRLواژههای مصوب فرهنگستاندرجهای از بلوغ یک فنّاوری که برای بهکارگیری در یک سامانه لازم است ص.ک. سطح آمادگی فنّاوری technology readiness level
سافوتلغتنامه دهخداسافوت . (اِ) صدائی باشد که کبوتربازان کنند و آن چنان است که سر دو انگشت را بر زبان نهند وبتندی هر چه تمامتر پف کنند تا صدای بلندی از آن پدید آید. (برهان ) (آنند