ساسویه آبادلغتنامه دهخداساسویه آباد. [ ی َ ] (اِخ ) نام اصلی سبزوار بزعم مؤلف تاریخ بیهق . و منسوب به ساسویه بن شاپور بانی آن شهر است . رجوع به تاریخ بیهق ص 43 و ساسویه شود.
ساسویهلغتنامه دهخداساسویه .[ ی َ ] (اِخ ) ابن شابورالملک . سبزوار را بنا کرده است و شاپور آن بود که نیشابور بناکرد. و سبزوار در اصل ساسویه آباد بود. و گفته اند پسر این ساسویه یزدخ
ساسلغتنامه دهخداساس . (ص ) پاکیزه و لطیف . (جهانگیری ) (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). لطیف . (اوبهی ). لطیف و نازک و خوب . (شعوری ). لطیف و پاکیزه و خوشنماو ظریف و زیبا. (ناظ
ساسلغتنامه دهخداساس . (ع اِ) کرم خوردگی دندان . (تاج العروس ) (ترجمه ٔ ترکی قاموس ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). سیاهی است در دندان . (شرح قاموس ). || دندانی است که خورده شده ا
جساسلغتنامه دهخداجساس . [ ج َس ْ سا ] (اِخ ) ابن قطیب . شاعر است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). از اعلام است . (ناظم الاطباء). از اسماء عرب است . (از اقرب الموارد).