سادهسازی خطline simplificationواژههای مصوب فرهنگستانکاستن از نقاط تشکیلدهندۀ خط با حفظ شکل اساسی آن
مجسمهسازیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه مجسمهسازی، پیکرتراشی، تندیسسازی، هنر پلاستیک، هنر حجمی پیکرتراشی، تراشیدن، قلم زدن، قالبگیری تندیس، مجسمه، پیکره، عر
آمادهسازی 2preparation 2واژههای مصوب فرهنگستان[باستانشناسی] مرحلهای پس از برگیرش در چرخة فراوری (behavioral processes) که در آن خوراک با تغییر و تبدیل مواد خام آلی فراهم میشود [علوم دارویی] فرایند ساخت
آمادهسازی دادهdata preparationواژههای مصوب فرهنگستاندستکاری دادهها و تبدیل آنها به قالبی مناسب برای تحلیلها و پردازشهای آینده نیز: پیشپردازش داده data preprocessing
آمادهسازی رسانهایmedia trainingواژههای مصوب فرهنگستانآماده کردن یک کارسپار، مانند رئیس یا مدیر ارشد اجرایی یا یک فرد عالیرتبۀ سازمان، برای صحبت کردن با اصحاب رسانه