سادآورانلغتنامه دهخداسادآوران . [وَ ] (سریانی ، اِ) به لغت سریانی چیزی است مانند صمغ، و آن را در درون بیخ درخت گردکان که مجوف شده باشد یابند. سرد و خشک در دوم و سوم ، خوردن و ضماد ک
آسادفرهنگ نامها(تلفظ: āsād) (در اعلام) پسر مهر گشسب ، پدر فرخ داد پارسی ؛ (در عربی) آساد جمع اَسَد است به معنی شیرها و شیران .
سواد کارآگاهیdetective literacyواژههای مصوب فرهنگستانسطحی از اطلاعات و آگاهی افراد عادی از موضوعات مرتبط با جرم و چگونگی پیشگیری از آنها یا در صورت وقوع، پیش گرفتن کمخطرترین و امنترین راهکار برای رهایی