سانیجلغتنامه دهخداسانیج . (اِ) بمعنی سارنج که مرغکی است کوچک و سیاه و به آذربایجان سودان گویند. (اوبهی ). رجوع به سارنج و ساننج و سالنج و سارنگ شود.
جوسانیلغتنامه دهخداجوسانی . [ ] (اِ) جوشبصیا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به جوشیصا و جوشبصیا شود.
سانیچلغتنامه دهخداسانیچ . (اِخ ) ده کوچکی است از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر واقع در 3 هزارگزی جنوب سرباز و کنار راه مالرو سرباز به یارود و دارای 4 خانوار است . (از فرهنگ جغرافیای
سانیچلغتنامه دهخداسانیچ . (اِخ ) دهی است از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر واقع در هزارگزی جنوب سرباز و کنار راه فرعی سرباز به فیروز آباد. هوای آن گرم و دارای 160 تن سکنه است . آب آن