ساچقلغتنامه دهخداساچق . [ چ ِ ] (ترکی ، اِ) دستوری است که یک روز پیش از روز شادی کتخدائی از قسمتی پیرایه و البسه با سبوچه های شیرینی نقل و آرایش از طرف داماد به خانه ٔ عروس فرست
ساجقلی زادهلغتنامه دهخداساجقلی زاده . (اِخ ) محمد مرعشی معروف به ساجقلی زاده از علمای قرن دوازدهم هجری است . او راست : 1 - تقریرالقوانین المتداولة من علم المناظرة. 2 - الرسالة الولایة
عبوسا قمطریرافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسختترشرو و اخمو؛ با روی ترش و گرفته. Δ مٲخوذ از آیۀ ۱۰ سورۀ انسان «اِنّا نَخافُ مِن رَبَّنا یَوماً عبوساً قمطریرا» (= همانا میترسیم از پروردگار خود از
اِتِّساْقگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی در یک راستا ، در یک طریق ، وصل کردن و اتصال دو یا چند چیز به هم