ساجاتلغتنامه دهخداساجات . (ع اِ) ج ِ ساجة است . (تاج العروس ) (اقرب الموارد). رجوع به ساج و ساجة شود.
سَائِحَاتٍفرهنگ واژگان قرآنزناني که (درپي کسب رضاي الهي )دائم در حرکتند(اسم فاعل از سياحت به معناي راه افتادن و در زمين گشتن است ، و به همين جهت به آبي که دائما روان است ميگويند سائح و من
اِتِّساْقگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی در یک راستا ، در یک طریق ، وصل کردن و اتصال دو یا چند چیز به هم
دوپارگی موج برشیshear wave splittingواژههای مصوب فرهنگستانتفکیک موج برشی به دو مؤلفة عمود بر هم SH و SV، براثر عبور از محیط همسانگرد به محیط ناهمسانگرد