ساووسلغتنامه دهخداساووس . (اِ) شکسته ٔ سبوس . و این کلمه امروزه بصورت ساووس مستعمل است . (یادداشت بخط مؤلف ).
وساوسلغتنامه دهخداوساوس . [ وَ وِ ] (ع اِ) ج ِ وسواس ، به معنی اندیشه ٔ بد و آنچه در دل گذرد. (آنندراج ) (غیاث اللغات )(اقرب الموارد). || ج ِ وسوسه : خدای عزوجل از تنش بگردانادمک
ساجسیلغتنامه دهخداساجسی . [ ج ِ سی ی ] (ع اِ) نوعی از گوسپندان مر بنی تعلب را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (شرح قاموس ). || قچقارسپیدرنگ نجیب . (منتهی الارب ). از
دوپارگی موج برشیshear wave splittingواژههای مصوب فرهنگستانتفکیک موج برشی به دو مؤلفة عمود بر هم SH و SV، براثر عبور از محیط همسانگرد به محیط ناهمسانگرد