اشموسالغتنامه دهخدااشموسا. [ اَ ] (معرب ، اِ) به لغت یونانی نوعی از مرو باشد که آن را بشیرازی مرورشک خوانند. وبوی آن کمتر از مرو خوش باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نوعی
ساکنان کاشیلغتنامه دهخداساکنان کاشی . [ ک ِ ن ِ ] (اِخ ) ازشاعران دوره ٔ صفویه است . رجوع به تذکره ٔ همیشه بهارابوالقاسم بن حیدر نسخه ٔ خطی دانشکده ٔ ادبیات شود.
سائق کاوشگرانهexploratory driveواژههای مصوب فرهنگستانانگیزهای که موجود زنده را به بررسی محیط خود وامیدارد
دوپارگی موج برشیshear wave splittingواژههای مصوب فرهنگستانتفکیک موج برشی به دو مؤلفة عمود بر هم SH و SV، براثر عبور از محیط همسانگرد به محیط ناهمسانگرد