سلفةلغتنامه دهخداسلفة. [ س َ ل ِ ف َ ] (ع ص )زمین کم درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مؤنث سلف .- ارض سلفة ؛ زمین کم درخت . (ناظم الاطباء).|| سه لب . لب شکری . (یادداشت مؤلف
سلفةلغتنامه دهخداسلفة. [ س ِ ف َ ] (ع اِ) زن برادر و هما سلفتان یعنی هردو زن هردو برادر یا خاص رجال است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سلفلغتنامه دهخداسلف . [ س َ ] (ع مص ) شیار کردن زمین را برای زراعت . || هموار کردن آن را (زمین را) بماله . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زمین را بماله راست کردن . (