سلاجقهلغتنامه دهخداسلاجقه . [ س َ ج ِ ق َ / ق ِ ] (اِخ ) سلسله ٔ پادشاهان سلجوقی . (ناظم الاطباء). رجوع به سلجوقیان شود.
سلاقهلغتنامه دهخداسلاقه . [ س َل ْ لا ق َ ] (ع اِ) آبی که از داروهای جوشانده گیرند. (از اقرب الموارد).
سلاکلغتنامه دهخداسلاک . [ ] (اِخ ) طایفه ای از طوایف ترکمن مرکب از دویست خانوار که در شمال غربی فندرسک مسکن دارند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 102).