سلوطلغتنامه دهخداسلوط. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است جزء بخش نمین شهرستان اردبیل . دارای 1044 تن سکنه آب آن از رودخانه و چشمه . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت گله داری و دارای راه ا
سلوطةلغتنامه دهخداسلوطة. [ س ُ طَ ] (ع مص ) دراززبان گردیدن . || درازدست و چیره شدن . (منتهی الارب ). رجوع به سلاطه شود.
سلوطینلغتنامه دهخداسلوطین . [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چولائی خانه بخش حومه ٔ شهرستان مشهد. دارای 433 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، بنشن و شغل اهالی زراعت است
سليطة اللساندیکشنری عربی به فارسیادم بد دهان , زن غرولندو , سرزنش کردن , بدحرفي کردن , اوقات تلخي کردن (به) , چوبکاري کردن