سبع الوانلغتنامه دهخداسبع الوان . [ س َ ع ِ اَل ْ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) هفت رنگ طعام . و آن سنتهای فرعون است . (برهان ). طعامهای گوناگون و آن صنع فرعون است که اطعمه ٔ مائده ٔ او
سبع طواللغتنامه دهخداسبع طوال . [ س َ ع ِ طِ ] (اِخ ) مراد از سبعه ٔ معلقات است . (غیاث ) (آنندراج ) : گویمت گر کنی ز من توسؤال این نکوتر بسی ز سبع طوال .|| هفت سوره ٔ درازتر اول ق
سبعالکتانلغتنامه دهخداسبعالکتان . [ س َ عُل ْ ک َت ْ تا ] (ع اِ مرکب ) کشوت . قریعة الکتان . خامول الکتان . کشوت العراق . سبع الشعراء. کتان بیابانی . کتان صحرایی . (ابن البیطار). افت
سبعدیکشنری فارسی به انگلیسیbeastly, bestial, brutal, brutish, fell, ferocious, fierce, grim, rapacious, ravenous, savage, tigerish, truculent, wild