روال ذخیرهشدهstored procedure, SPواژههای مصوب فرهنگستانکد زبان پرسمان ساختیافتة (زپسا) آمادهشده که میتوان آن را ذخیره و بارها از آن استفاده کرد
سحارلغتنامه دهخداسحار. [ س َح ْ حا ] (ع ص ) ساحر. (اقرب الموارد). سحر کننده . (آنندراج ). جادو. ج ، سحارون . (مهذب الاسماء). افسونگر. جادوگر. شعبده باز. (ناظم الاطباء) : یأتوک
سحارلغتنامه دهخداسحار. [ س ِ ] (ع اِ) تره ای است که شتر را فربهی آرد. (منتهی الارب ).تره ای است که مواشی را فربه کند. (اقرب الموارد).
فاز دبلیوW phaseواژههای مصوب فرهنگستانتداخل بازتابهای چندگانه یا تبدیل موجهای بلنددورة P به S یا S به P در زمینلرزههای بزرگ
روش بینِچاهیcrosshole methodواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای اندازهگیری سرعت موج P و S ازطریق ثبت زمان سیر موج از چشمه در یک چاه تا گیرنده یا گیرندههای نصبشده در چاه یا چاههای دیگر
پساموج PP codaواژههای مصوب فرهنگستانآن بخش از موجهای P، ناشی از تبدیل موج P به S در میاناها یا بازتابهای چندباره یا پراکنش، که پس از موجهای اول ثبت میشوند