سَدِيداًفرهنگ واژگان قرآنمحکم و استوار وبا صلابت (از ماده سداد است ، که به معناي اصابت رأي ، و داشتن رشاد است ، و بنابر اين ، قول سديد ، عبارت است از کلامي که هم مطابق با واقع باشد ، و
دوائسلغتنامه دهخدادوائس . [ دَ ءِ ] (ع اِ) ج ِ دائس . (آنندراج ): أتَتْهُم الخیل دوائس ؛ یعنی یکی بعد از دیگری آمدند آنها را اسبان . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب ال
سُدًىفرهنگ واژگان قرآنمهمل - آن چه به آن بي اعتنايي مي شود و به حسابش نمي آورند و بيهوده رهايش مي کنند
سَّدَّيْنِفرهنگ واژگان قرآندو سد - دو کوه (سد به معني کوه و هر چيزي است که راه را بند آورد ، و از عبور جلوگيري کند و یا بین دو چیز حائل شود)
گذاشتگویش خلخالاَسکِستانی: bənâš دِروی: bə.nâ.š شالی: bə.nâ.š کَجَلی: bu.n.âš کَرنَقی: bənâše کَرینی: bənâšə کُلوری: bənâš گیلَوانی: bânârəš لِردی: ânâšə
دیده شدهاستگویش خلخالاَسکِستانی: vinda šân دِروی: vin.i.s.a شالی: vinisa کَجَلی: vi:n.ist.e کَرنَقی: vinda ba کَرینی: vinisâ کُلوری: vin.is.a گیلَوانی: vindašane لِردی: vinəsa
میانداختیگویش خلخالاَسکِستانی: erajanir دِروی: e.jan.i.š شالی: baraniš کَجَلی: ara.n.vand.ər کَرنَقی: jirandərey کَرینی: jirandərey کُلوری: baran.iš گیلَوانی: baran.iš لِردی: dəra