حقوق زنانwomen's rightsواژههای مصوب فرهنگستانحقوقی که از برابری قانونی و اجتماعی زنان و مردان طرفداری میکند
شاخص خوردگی ریدیکRiddick's corrosion indexواژههای مصوب فرهنگستانشاخصی برای تعیین میزان خورندگی آبهای سبک با اندازهگیری مشخصههایی مانند حلپذیری کلسیمکربنات و غلظت یون کلرید و اکسیژن محلول و سختی غیرکربناتی و غلظت سیلیس د
قهوسلغتنامه دهخداقهوس . [ ق َهَْ وَ ] (ع ص ) دراز. || مرد دراز. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تکه ٔ ریگستانی دراز و سطبرشاخ . (منتهی الارب ). التیس الرملی
قهوسةلغتنامه دهخداقهوسة. [ ق َهَْ وَ س َ ] (ع مص ) شتافتن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دویدن از بی تابی . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
نزدیکدیکشنری فارسی به انگلیسیabout, adjacent, adjacently, at, by, close , contiguous, convenient, hard, inside, nearby, next, nigh, handy, peri-, immediate, imminent, impending, round, neig