سواءلغتنامه دهخداسواء. [ س َ ] (ع ص ، اِ) یکسان . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). برابر. (مهذب الاسماء). راستاراست . برابر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) : سواء لمن خالف هذا الا
سواءلغتنامه دهخداسواء. [ س َ ] (ع مص ) اندوهگین کردن کسی را. || زشت گردیدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
سَوَاءًفرهنگ واژگان قرآنوسط (سواء السبيل به معناي وسط راه ، و يا راه وسط است وکنايه از راه راست،کلمه سواء در اصل مصدر است ، ولي در معناي صفت يعني متساوي الطرفين نيز استعمال ميشود )- مس
سجواءلغتنامه دهخداسجواء. [ س َج ْ ] (ع ص ) ناقة سجواء؛ شتر ماده که وقت دوشیدن آرام و قرار گیرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || امراءة سجواءالطرف ؛ زن آرمیده چشم
سواءةلغتنامه دهخداسواءة. [ س َ ءَ ] (ع اِ) عورت و رسوایی . (منتهی الارب ) (صراح اللغة). || سخت بدن . (منتهی الارب ). || زنا. (منتهی الارب ). || خوی زشت . (منتهی الارب ) (صراح الل
میدیدیگویش خلخالاَسکِستانی: avin.ir دِروی: vin.i.š شالی: vin.i.š کَجَلی: mi.(h)ind.ər کَرنَقی: vind.ərey کَرینی: vind.ərey کُلوری: vin.iš گیلَوانی: vin.iš لِردی: vində.re
دوپارگی موج برشیshear wave splittingواژههای مصوب فرهنگستانتفکیک موج برشی به دو مؤلفة عمود بر هم SH و SV، براثر عبور از محیط همسانگرد به محیط ناهمسانگرد