قطائعلغتنامه دهخداقطائع. [ ق َ ءِ ] (اِخ ) موضعی است در بغداددر سمت غربی آن متصل به ربض زهیر. (معجم البلدان ).
قطائعیلغتنامه دهخداقطائعی . [ ق َ ءِ ] (اِخ ) محمدبن حسن بن ازهربن جبیربن جعفر، مکنی به ابوبکر. از راویان است . وی از قعنب بن محرز و عمربن شیبة نمیری ورمادی و جز ایشان روایت کند و
قطائطلغتنامه دهخداقطائط. [ ق َ ءِ ] (اِخ ) دهی است به یمن . (منتهی الارب ). از دههای ذمار یمن است . (معجم البلدان ).
قطائطلغتنامه دهخداقطائط. [ ق َ ءِ ] (ع ق ) گله گله یا گروههای پراکنده : جائت الخیل قطائط. || (اِ) ج ِ قطیطة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قطیطة شود.
قطائفلغتنامه دهخداقطائف . [ ق َ ءِ ] (ع اِ) نان گوزینه ولوزینه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || رشته ای که از میده ٔ گندم سازند و آن را رشته ٔ قطائف خوانند. (آنندراج از منتخب