دامنۀ دید باندrunway visual range, RVRواژههای مصوب فرهنگستانبیشینهفاصلهای در راستای افقی که خلبان میتواند خط مرکزی یا چراغهای کناری یا شمارۀ باند را در انتهای مرحلۀ تقرب ببیند
دامنة دید ایستمانrollout runway visual range, rollout RVRواژههای مصوب فرهنگستانمقدار عددی دامنة دید باند که ازطریق دستگاه نصبشده در آخرین خزشراه باند محاسبه میشود
دامنۀ دید باند فرودتماسtouchdown runway visual range, touchdown RVRواژههای مصوب فرهنگستاندامنۀ دید باند در زمان و مکان نشست متـ . دامنۀ دید فرودتماس
قرقوبلغتنامه دهخداقرقوب . [ ق ُ ] (اِخ ) شهری است از اعمال کسکر که بین واسط و بصره و اهواز واقع است . (معجم البلدان ). صاحب قاموس آن را از توابع کسکر دانسته ، و آن سرزمینی است که
قرقوبیلغتنامه دهخداقرقوبی . [ ق ُ ] (اِخ ) محمدبن محمودبن حسین بن محمدبن حامد، مکنی به ابوعبداﷲ. از خطیبان و سخنوران بود و شعر خوب میگفت . ابوالفضل محمدبن ناصر سلامی قطعاتی از اشع
قرقوبیلغتنامه دهخداقرقوبی . [ ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قرقوب .(آنندراج ) (انساب سمعانی ). || (اِ) جامه ای است منسوب به قرقوب که در آنجا بافند : ز قرقوبی به صحراها فروافکنده بال
قرقوبیلغتنامه دهخداقرقوبی . [ ق ُ ](اِخ ) حسن بن علی بن سهلان ، مکنی به ابوسعید. نزیل اصفهان . از صلحاء است . وی از عبداﷲبن محمد صانع و عبداﷲبن محمدبن جعفر و جز ایشان روایت کند و
قرقوبیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی پارچه که در قرقوب بافته میشده: ◻︎ از جام می روشن وز زیروبم مطرب / از دیبهٴ قرقوبی وز نافهٴ تاتاری (منوچهری: ۱۱۵)، ◻︎ ز قرقوبی به صحراها فروافکنده بالشها /
قرق آبلغتنامه دهخداقرق آب . [ ق َ ] (اِخ ) دهی از دهستان فاروج بخش حومه ٔشهرستان قوچان واقع در 16 هزارگزی شمال باختری قوچان . موقع جغرافیایی آن جلگه و نواحی آن معتدل است . 54تن سک