قنفلةلغتنامه دهخداقنفلة. [ ق َ ف َ ل َ ] (ع مص ) رفتار گران . (منتهی الارب ). قَنْفَل َ؛ ای مشی مشیة ثقیلة. (اقرب الموارد).
قرنفولةلغتنامه دهخداقرنفولة. [ ق َ رَ ل َ ] (ع اِ) یکی قرنفول . (اقرب الموارد). رجوع به قرنفلة و قرنفل شود.
قرنفللغتنامه دهخداقرنفل . [ ق َ رَ ف ُ ] (معرب ، اِ) میخک ، و آن بار یا شکوفه ٔ درختی است که در جزایر هند پیدا گردد، و آن بهترین و پاک ترین ِ داروهای گرم است ، شکوفه ٔ آن را نر و
قرنفلفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گیاهی زینتی از دستۀ میخکها با بوتۀ کوتاه، برگهای دراز، و گلهایی صورتی با پنجگلبرگ.۲. = میخک