کلاهک بازآreentry vehicle, RVواژههای مصوب فرهنگستانکلاهکی که در مرحلۀ آخر پرواز موشک در مسیر بالستیکی (ballistic) رها میشود
قريبدیکشنری عربی به فارسیوابسته , يکسان , بيگانه , عجيب وغريب , مرموز , خوش رنگ , خويش , خويشاوند , قوم و خويشي , وابستگي , منسوب , نسبي , خودي , غريبه , غريب , بيگانه کردن
قريبادیکشنری عربی به فارسیبزودي , زود , عنقريب , قريبا , طولي نکشيد , زودتر , بوميان (اوکلا هما) در اتازوني