کلاهک بازآreentry vehicle, RVواژههای مصوب فرهنگستانکلاهکی که در مرحلۀ آخر پرواز موشک در مسیر بالستیکی (ballistic) رها میشود
قرءلغتنامه دهخداقرء. [ ق َرْءْ ](ع مص ) خواندن . قِرائت : قرء القرآن و به قرءً و قِرائةً و قرآناً؛ خواند آن را. || رسانیدن : قرء علیه السلام ؛ رسانید بر وی سلام را. || آبستن شد
قرءلغتنامه دهخداقرء. [ ق َرْءْ / ق ُرْءْ ] (ع اِ) حیض . (منتهی الارب ). || پاکی از حیض . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || میان دو حیض . || (مص ) سپری شدن حیض . || (اِ) وقت حیض
قرواءلغتنامه دهخداقرواء. [ ق َرْ ] (ع اِ) خوی و عادت . || (ص ) ناقة قرواء؛ ناقه ٔ درازکوهان درشت پشت . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِ) کون . (منتهی الارب ) (آنن