کلاهک بازآreentry vehicle, RVواژههای مصوب فرهنگستانکلاهکی که در مرحلۀ آخر پرواز موشک در مسیر بالستیکی (ballistic) رها میشود
قرچیفرهنگ انتشارات معین(قُ) [ تر - مغ . ] (اِمر.) = قورچی : 1 - رئیس جبه خانه . 2 - جبه پوش ، سلاحدار، مسلح .
قرجیلغتنامه دهخداقرجی . [ ق ُ ] (اِخ ) مغیرةبن یحیی بن مغیرة سکری رازی . از محدثان است . (انساب سمعانی ).
قرجیلغتنامه دهخداقرجی . [ ق ُ ](اِخ ) ایوب بن عروة. از محدثان است . عبدالرحمان بن ابوحاتم گوید: وی از مردم کوفه است که به ری مهاجرت کرد و در برخی از روستاهای آن سکونت گزید. او ا