کلاهک بازآreentry vehicle, RVواژههای مصوب فرهنگستانکلاهکی که در مرحلۀ آخر پرواز موشک در مسیر بالستیکی (ballistic) رها میشود
قروتیلغتنامه دهخداقروتی . [ ق ُ ] (ترکی ، اِ) نام آشی است که از جغرات خشک پزند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
قروتی شدنلغتنامه دهخداقروتی شدن . [ ق ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بر هم خوردن . (آنندراج ) (بهار عجم ). صورت نگرفتن کاری . (چراغ هدایت ).- قروتی شدن معامله ؛ بر هم خوردن کار. (آنندراج ) (