قسوةلغتنامه دهخداقسوة. [ ق َس ْ وَ ] (ع مص ) سخت و درشت گردیدن : فهی کالحجارة او اشد قسوة و ان من الحجارة... (قرآن 74/2). || ناسره گشتن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || تاریک
قسةلغتنامه دهخداقسة. [ ق َس ْ س َ ] (ع اِ) دِه ِ خرد. (منتهی الارب ). ده خرد و کوچک . (ناظم الاطباء). القریة الصغیرة. و در لسان القِرْبة الصغیرة آمده است و در مستدرکات تاج آمده
موقسةلغتنامه دهخداموقسة. [ م ُ وَق ْ ق َ س َ ] (ع ص ) ابل موقسة؛ شتران گَرگین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ).
قسورةلغتنامه دهخداقسورة. [ ق َس ْ وَ رَ ] (ع مص ) بسیار و انبوه شدن گیاه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ): قسور النبت قسورةً؛ کثر. (اقرب الموارد). || کلانسال گردیدن . (اقرب الموار
قسوبةلغتنامه دهخداقسوبة. [ ق ُ ب َ ] (ع مص ) سخت گردیدن و درشت شدن . قُسوب .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قُسوب شود.
قسوحةلغتنامه دهخداقسوحة. [ ق ُ ح َ ] (ع مص ) سخت گردیدن . || تافتن . قساحة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قساحة شود.
سارسفرهنگ انتشارات معینمخفف (S.A.R.S) [ انگ . ] (اِ.) نوعی بیماری تنفسی حاد که توسط ویروس سارس ایجاد می شود. از علایم این بیماری تب ، اختلالات تنفسی ، لرزه ، دردهای عضلانی ، سردرد و
او. آر. اسفرهنگ انتشارات معین(اُ اِ) [ انگ . ]O.R.S (اِ.) محلولی حاوی قند و نمک های گوناگون که به بیمار مبتلا به اسهال می دهند تا آب و املاح از دست رفتة بدن او جبران شود.