قنطوراءلغتنامه دهخداقنطوراء. [ ق َ ] (اِخ ) کنیزکی است از ابراهیم و ترکان از نسل او هستند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).- بنوقنطوراء ؛ ترکان یا حبشیان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
بنوقنطوراءلغتنامه دهخدابنوقنطوراء. [ ب َ ق َ ] (اِخ ) ترکان یا حبشیان . یا قنطوراء کنیزکی است مر حضرت ابراهیم علیه السلام را و ترکان از نسل اویند. (منتهی الارب ). ترکان . (السامی فی ا
قنطلغتنامه دهخداقنط. [ ق َ ] (ع اِ) نره ٔ کودک . (منتهی الارب ). نره ٔ کودک و چول . (ناظم الاطباء). || (مص ) بازداشتن است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
قنطلغتنامه دهخداقنط. [ ق َ ن ِ ] (ع ص ) نومید. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). قانط و قَنوط. (اقرب الموارد).