قنطوریونلغتنامه دهخداقنطوریون . [ ق َ ] (معرب ، اِ) دوایی است و آن دو قسم میباشد: کبیر و صغیر. کبیر آن را قنطوریون غلیظ خوانند. برگ آن ببرگ گردکان و بارش به خسکدانه ماند و صغیر آن ر
قنطوریونفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی با ساقههای بلند، شاخههای بسیار، برگهای باریک، گلهای سرمهایرنگ و ریشۀ دراز، ستبر، و سرخرنگ که بیشتر در جاهای آفتابی، کوهها، تلها، و کشتزارهای گندم
قنطلغتنامه دهخداقنط. [ ق َ ] (ع اِ) نره ٔ کودک . (منتهی الارب ). نره ٔ کودک و چول . (ناظم الاطباء). || (مص ) بازداشتن است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
قنطلغتنامه دهخداقنط. [ ق َ ن ِ ] (ع ص ) نومید. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). قانط و قَنوط. (اقرب الموارد).